| |
عادت
ترانه زیبای شادمهر عقیلی بنام عادت :
آغوشتو به غیر من
به روی هیشکی وا نکن
منو از این دلخوشی و آرامشم جدا نکن
من برای با تو بودن
پر عشق و خواهشم
واسه بودن کنارت
توبگو به هر کجا پر میکشم
منو تو آغوشت بگیر
آغوش تو مقدسه
بوسیدنت برای من
تولد یک نفسه
چشمای مهربون تو
منو به آتیش میکشه
نوازش دستای تو
عادته،ترکم نمیشه
فقط تو آغوش خودم
دغدغه هاتو جا بذار
به پای عشق من بمون
هیچ کسو جای من نیار
مهر لباتو رو تن و روی لب کسی نزن
فقط به من بوسه بزن
به روح و جسم و تن من...
|
| |
نوشته شده در چهارشنبه 3 تیر1388ساعت 21:6 توسط ستاره سرخ ( آرزو )
|
|
| |
|
|
|
|
 |
|
درباره وبلاگ |
|
|
|
كه بود آنكه نشانی ام را به تو داد كه بود او؟ از كدامين راه؟ بگو ! چگونه؟ از كجا برای تسخير روح من آمده ای؟ منی كه تلخ ترين بودم منی كه الهه خشم با تاجی از تيغ و خار منی كه خداوند تنهايی . كه بود آنكه نشانی ام را به تو داد؟ چه كسی راهنمای تو بود؟ كدامين صخره، كدامين دود، كدامين آتشدان؟ زمين لرزيد گيلاس های پايه دار از شراب خورشيد نوشيدند و من پر شدم از تو و من پر شدم از عشقی باكره كه تو باشی كه بود آنكه نشانی ام را به تو داد؟ بيش از آنكه برنجانم رنجيده شدم بيش از آنكه دوستم بدارند دوستشان داشتم بيش از آنكه عشقم دهند عشقشان . و اين حاصلی است از سالی دور تا امروز قلبی به زخم اندر نشسته را كنون مرا می خوانيد .
|
|
 |
|